الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

291

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

لازم اين سخن ، غيرمتناهى بودن زمان و جهان زمانى مادى است . و هم‌چنين فلاسفه نيز گفته‌اند : « هر حادث زمانى قبل از حدوث ، امكان وجود دارد » . نتيجهء اين سخن نيز همان است كه زمان و جهان زمانى داراى حوادث مترتّبهء غيرمتناهى بوده باشد . پاسخ ما نيز در مقاله‌هاى گذشته مضمون فريضهء لاوازيه را ، هم‌چنين نظريهء فلاسفه را پذيرفتيم ، ولى اين سخنان اثبات نمىكند كه « هر روز روزى پيش از خود دارد و هر قطعه از حركتى قطعه‌اى پيش از خود دارد » اگرچه اثبات مىكند كه « پيش از هر روز روزى است » و ما ذهن اشكال كننده را دعوت مىكنيم كه باريك شده و فرق اين دو قضيه را درك نموده پيش از ماده ، زمان اثبات نكند ، و هم‌چنين بىپس ، و پيش بودن پيكرهء زمان را به غيرمتناهى بودن امتداد وى خلط نكند . زيرا زمان عبارت است از : امتداد مقدار حركت ذاتى يك شى ، بنابراين كل جهان ظرف زمانى ندارد چرا كه زمان مربوط به اجزاى جهان پس از وجود است طبيعى است پيش از خلقت جهان زمان متصور نيست ولى هر حركتى منشأ يك زمان است پس مجموع جهان شامل زمان هم هست و هر حركتى هم آغاز دارد بنابراين زمان پيش و پس ندارد و از لوازم ذاتى موجودات انتزاع مىشود چنان‌چه مكان هم از نسبت اجزاى جهان بر جز ديگر انتزاع مىشود از اين رو نمىشود گفت جهان در چه مكانى به‌وجود آمد . خلاصه چنان‌كه از سخن گذشته روشن شد ما مىتوانيم در خصوص آفرينش به طور كلى بحث كرده و اتخاذ نظر نماييم . جهان آفرينش هر چه باشد و هر سرنوشتى در ذات و صفات و افعال خود داشته باشد